تبلیغات
مطلب های جالب انگلیسی با ترجمه ی فارسی - ضرب المثلهای انگلیسی با مترادف های فارسی
The only source of knowledge is experience

ضرب المثلهای انگلیسی با مترادف های فارسی

سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 01 و 00 دقیقه و 40 ثانیه

نویسنده : majid 66

ضرب‌المثل‌های انگلیسی


A - B - C - D - E - F - G - H - I - J - K - L - M - N - O - P - R - S - T - U - V - W - X - Y

  • "A poor workman blames his tools."
  • ترجمه: «کارگر بی‌مهارت، ابزار کارش را مقصر می‌داند.»
    • مترادف فارسی: «عروس نمی‌توانست برقصد، می‌گفت زمین کج است.»یا " وقتی زمین سفت است ، گاو از چشم گاو می بیند ."
  • "A bird in the hand is worth two in the bush."
  • ترجمه«یک پرنده‌ در دست، بهتر از دوتا روی درخت است.»
    • مترادف فارسی: «سرکه نقد به از حلوای نسیه.»
  • "Absence makes the heart grow fonder."
  • ترجمه: «دوری باعث علاقمندی می شود.»
    • مترادف فارسی: «دوری و دوستی
  • "A cat may look at a king."
  • ترجمه: «شاید که گربه به شاهی نظر کند.»
  • "A chain is no stronger than its weakest link."
  • ترجمه: «استحکام زنجیر به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است.» ویلیام شکسپیر در نمایش‌نامه ژولیوس سزار
  • "A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once."
  • ترجمه: «ترسو هزاربار پیش از مرگ می‌میرد. آدم نترس فقط یکبار مزه مرگ را می‌چشد.»
    • مترادف فارسی: «ترس برادر مرگ است.»
    • مترادف فارسی: «ترسو مرد!»
  • "A creaking door hangs longest." and "A creaking gate hangs long."
  • ترجمه: «دری که غژغژ می‌کند عمرش بیشتر است.»
    • مترادف فارسی: «اجل برگشته می میرد نه بیمار سخت.»
  • "Actions speak louder than words."
  • ترجمه: «صدای عمل رساتر از حرف است.»
    • مترادف فارسی: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست.»
  • "Advice when most needed is least heeded."
  • ترجمه: «هرجا که پند و اندرز لازم آید، کمتر گوش شنوا است»
  • "A fool and his money are easily parted."
  • ترجمه: «احمق و پولش به راحتی از هم جداشدنی هستند»

مشابه فارسی:"تا ابله در جهانه، مفلس در نمیماند"

  • "A fox smells its own lair first." and " A fox smells its own stink first."
  • ترجمه: «روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام می‌کند»
    • مترادف فارسی: «چوب را که بلند کنی، گربه دزده فرار می‌کند»
  • "A friend in need is a friend indeed."
  • ترجمه: «به هنگام نیاز، دوست واقعی شناخته می‌شود.»
    • مترادف فارسی: «دوست آن باشد که گیرد دست دوست// در پریشان‌حالی و درماندگی»
  • "After a storm comes a calm."
  • ترجمه: «پس از طوفان، آرامش گسترده می‌گردد.»
  • "After dinner sit a while, after supper walk a mile."
  • ترجمه: «بعد از نهار کمی استراحت کنید، بعد از شام یک کیلومتر راه بروید.»
  • "A good beginning makes a good ending."
  • ترجمه: «یک شروع خوب، پایان خوبی در پی دارد.»
    • خلاف فارسی: «خشت اول چون نهد معمار کج// تا ثریا می رود دیوار کج» مولوی
  • "A good man in an evil society seems the greatest villain of all."
  • ترجمه: «انسان نیک در جمع اشرار، شریرترین آن‌ها به نظر می‌رسد.»
  • مترادف فارسی : "با بدان منشین که صحبت بد/گرچه پاکی تو را پلید کند/آفتابی بدین بزرگی را/پاره ای ابر ناپدید کند"
  • "A good surgeon has an eagle's eye, a lion's heart, and a lady's hand."
  • ترجمه: «یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.»
  • "A guilty conscience needs no accuser."
  • ترجمه: «یک وجدان گناه‌کار به سرزنش دیگران محتاج نیست»
  • "A jack of all trades is master of none."
  • ترجمه: «کسی که همه کار انجام می‌دهد استاد هیچ‌ کاری نیست.»
    • مترادف فارسی: « همه‌کاره و هیچ‌کاره.»
  • "A lie has no legs."
  • ترجمه: «دروغ پا ندارد.»
    • مترادف فارسی: «دروغگو تا در خانه‌اش.»
  • "A lie can be halfway around the world before the truth gets its boots on."
  • ترجمه: «حقیقت تا چکمه‌هایش را بپوشد، دروغ نیمی از جهان را دور زده است.» منسوب به وینستون چرچیل
  • "A little knowledge is a dangerous thing."
  • ترجمه: «دانش ناقص خطرناک است.»
    • مترادف فارسی: «نیم‌طبیب خطر جان، نیم‌فقیه خطر ایمان»
    • تمثیل: «دوکس دشمن ملک و دینند یکی پادشاه بی حلم و دیگری زاهد بی علم» سعدی
    • تمثیل: «آن‌که نداند رقمی بهر نام// به ز فقیهی که بود ناتمام» امیر خسرو
  • "A merry heart makes a long life."
  • ترجمه: «دل‌شاد بودن، عمر انسان را طولانی می‌کند.»
  • A miss by an inch is a miss by a mile.
  • ترجمه: «لغزش در عمل چه یک اینچ، چه یک مایل.»
    • مترادف فارسی: «آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب»
  • "A penny saved is a penny earned." منسوب به فرانکلین
  • ترجمه: «هر پول سیاهی که پس‌انداز شود، سودی است که کسب شده است.»
    • مترادف: «قطره قطره است وانگهی دریا»
  • "A person is known by the company he keeps."
  • ترجمه: «شخص به اطرافیانش شناخته می شود»
    • مترادف فارسی: «تو اول بگو با کیان دوستی// پس‌آنگه بگویم که تو کیستی» سعدی
  • "A picture is worth a thousand words."
  • ترجمه: «تصویر از هزاران جمله گویاتر است»
    • مترادف فارسی: «زلیخا گفتن و یوسف شنیدن// شنیدن کی بود مانند دیدن»
  • "A pot of milk is ruined by a drop of poison."
  • ترجمه: «یک بادیه پر از شیر به قطره‌ای زهر، فاسد می‌گردد»
    • مترادف فارسی: «یک بز گر همه گله را گر میکند»
  • "A rolling stone gathers no moss."
  • ترجمه: «بر سنگ غلطان سبزه نروید»
    • مترادف فارسی: «که بر سنگ گردان نروید نبات» سعدی
  • "A sound mind in a sound body."
  • ترجمه: «مغز سالم در بدن سالم»
    • اصل لاتینی: «mens sana in corpore sano»
    • مترادف فارسی: «عقل سالم در بدن سالم است»
  • منسوب به بنیامین فرانکلین "A stitch in time saves nine."
  • ترجمه: «یک بخیه بموقع، از نه بخیه (دیگر) جلوگیری می کند»
    • مترادف فارسی: «یک ضربه کاری از ضربات بعدی جلوگیری می‌کند»
  • "All cats love fish but hate to get their paws wet."
  • ترجمه: «هر گربه‌ای ماهی را دوست دارد اما از اینکه پنجولش خیس شود بیزار است»
    • مترادف فارسی: «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود؛ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!»
  • "All flowers are not in one garland."
  • ترجمه: «هیچ گلستانی تمام انواع گل‌ها را ندارد»
  • "All frills and no knickers."
  • ترجمه: «زینت فراوان، بدون شلوار»
    • مترادف فارسی: «هرچه داره به بر داره، به خونه دست خر داره»
  • "All good things come to an end."
  • ترجمه: «هرچیز خوبی به پایان می‌رسد»
  • "All hat and no cattle"
  • ترجمه: همه کلاه است، پیش‌بند وجود ندارد»
    • مترادف فارسی: «همه من هستند، هیچ‌کس نیم‌من نیست»
  • "All roads lead to Rome."
  • ترجمه: «همه راه‌ها به رم راه‌برند»
    • مترادف فارسی: «هرجا بری آسمون همین رنگه»
  • "All's fair in love and war."
  • ترجمه: «در عشق و جنگ، انجام هركاری روا است»
    • معادل فارسی: «هدف وسیله را توجیه می‌كند»
  • "All's well that ends well."
  • ترجمه: «خوب چیزی است كه پایانش خوش باشد»
    • مترادف فارسی: "شاهنامه آخرش خوش است"
    • متضاد فارسی: «خشت اول چون نهد معمار کج// تا ثریا می‌رود دیوار کج» مولوی
  • "All that glisters is not gold."
  • ترجمه: «هرچه می‌درخشد طلا نیست»
    • مترادف فارسی: «هرچه می‌درخشد طلا نیست»
    • مترادف فارسی: «هر گردی گردو نیست»
  • "All things come to he who waits."
  • ترجمه: «هرکه صبر کند به همه چیز می‌رسد»
    • مترادف فارسی: «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»
  • "All work and no play makes Jack a dull boy."
  • ترجمه: «هم‌اش کار بدون سرگرمی، جک را به بچه‌ای خل تبدیل می‌کند»
  • "An apple a day keeps the doctor away."
  • ترجمه: «خوردن یک‌عدد سیب در روز، شما را از مراجعه به دکتر بی‌نیاز می‌كند»
  • "An eye for an eye and a tooth for a tooth."
  • ترجمه: «چشم برای چشم و دندان برای دندان» انجیل عهد عتیق
    • مترادف: «چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان»
  • "Another man's poison is not necessarily yours."
  • ترجمه: «آنچه برای دیگران سم است، لزوماً برای تو سم نیست»
    • مترادف لاتینی: "One man's medicine is another man's poison."
    • ترجمه: (داروی یکی، کشنده دیگری است)
  • "An ounce of prevention is worth a pound of cure."
  • ترجمه: «یک اونس پیش‌گیری بهتر از یک پاوند مداوا است»
    • مترادف فارسی: «چرم را تا سگ نبرده باید حفظ کرد»
    • مترادف فارسی: «گوشت را نباید دم چنگ گربه گذاشت»
    • مترادف فارسی: "پیشگیری بهتر از درمان است"
  • "April showers bring May flowers."
  • ترجمه: «رگبار آوریل، باعث فراوانی گل در ماه مه است»
    • مترادف فارسی: "رنج امروز باعث آسایش فردا است"
  • "Ask and you shall receive."
  • ترجمه: «سؤال کن تا بیابی»
    • مترادف فارسی: «پرسان پرسان می‌روند هندوستان»
  • "Ask me no questions, I'll tell you no lies."
  • ترجمه: «از من نپرس تا به تو دروغ نگویم»
  • "Ask no questions and hear no lies."
  • ترجمه: «نپرس تا دروغ نشنوی»
  • "As you make your bed, so you must lie in it."
  • ترجمه: «رختخوابت را که پهن کردی باید در آن هم بخوابی»
    • مترادف فارسی: «آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته»
    • مشابه فارسی: «خودکرده را تدبیر نیست»
    • مترادف فارسی: «خودم کردم که لعنت بر خودم باد.»
  • "As you sow, so shall you reap."
  • ترجمه: «چوکاشتی باید بدروی»
    • مترادف فارسی: «چو جو کاشتی، جو حاصل آید»
    • مترادف فارسی: «هرچه بکاری، همان بدروی»
  • "A watched kettle (pot) never boils."
  • ترجمه: «کتری که موظب‌اش باشی هرگز نمی‌جوشد»
    • مشابه فارسی: «اگر خودم بالای سرش بودم پسر می‌زایید»
  • "A woman's work is never done."
  • ترجمه: «کار زن پایان‌پذیر نیست»
    • مترادف فارسی: «کار دختر نکردنش بهتر.»
    • بیتی از شعر: "A man may work from sun to sun, but a woman's work is never done"
    • ترجمه: (مرد اگر از طلوع تا به غروب در تلاش معاش دل‌بنداست// زن همیشه به کار ِخانه خویش چست و چالاک در جهداست»
    • مترادف فارسی: «کار کدبانو (کار منزل) تمام‌شدنی نیست»
  • "A woman needs a man like a fish needs a bicycle."
  • ترجمه: «یک زن به مرد همان‌قدر محتاج است که یک ماهی به دوچرخه» (طنز)
  • "A word to the wise is enough" (or "sufficient.")
  • ترجمه: «کلمه‌ای به دانا کفایت کند»
    • اصل لاتینی: «Verbum sapienti saepet.»
    • مترادف فارسی: «در خانه اگر کس است یک حرف بس است»
  • "A word spoken is past recalling."
  • ترجمه: «جمله‌ای که گفته شد قابل بازگشت نیست»
    • متراف فارسی: «تیری که رها شد به چله باز نگردد»
  • "Barking dogs seldom bite."
  • ترجمه: «سگی که پارس می‌کند، به ندرت گاز می‌گیرد»
    • مترادف فارسی: «سگ لاینده، گیرنده نباشد»
    • مترادف فارسی: "سگی كه پارس می‌كنه، گار نمی‌گیره"
    • مترادف فارسی: "نترس از آنكه های و هوی دارد، بترس از آنكه سر به تو دارد"
  • "Be careful what you wish for, you might just get it."
  • ترجمه: «چیزی را که برای دیگران آرزو می‌کنی ممکن است نصیب خودت شود»
    • مترادف فارسی: هرچه برای خود می پسندی ، برای دیگران بپسند»
    • مترادف فارسی: "چاه كن همیشه جاش ته چاست"
  • "Beauty is in the eye of the beholder."
  • ترجمه: «زیبایی در چشم بیننده است»
    • مترادف فارسی: «علف به دهن بزی شیرین است»
    • مترادف فارسی: "هركسی یه عقیده‌ای داره" یا "عقیده هركس برای خودش محترمه"
  • "Beauty is only skin deep, but ugly goes straight to the bone."
  • ترجمه: «زیبایی سطحی است اما زشتی تا استخوان نفوذ می‌کند»
    • مترادف فارسی: "سیرت آدم باید نیكو باشه، نه صورتش".
  • "Beauty may open doors but only virtue enters."
  • ترجمه: «زیبایی درهای بسته را می‌گشاید اما فقط پرهیزگاران داخل می‌شوند»
  • "Beer before liquor, you'll never be sicker, but liquor before beer and you're in the clear."
  • ترجمه: «آبجو پیش از لیکور سالم نیست، اما لیکور پیش از آبجو سرحال‌آورنده است»
  • "Beggars can't be choosers."
  • ترجمه: «گدا، انتخاب‌کننده نیست»
    • مترادف فارسی: "دندان اسب پیش‌كشی را نمی‌شمرند!"
  • "Better be alone than in bad company."
  • ترجمه: «تنهایی بهتر از بودن در جمع دوستان بد است»
    • مترادف فارسی: «دلا خو کن به تنهایی که از تن‌ها بلا خیزد»
  • "Better to be thought a fool, than to open your mouth and remove all doubt."
  • ترجمه: «اگر به نظر ابله آیی، بهتر از آن است که دهانت را باز کنی و بلاهتت ثابت شود»
    • مترادف فارسی: پستۀ بی مغز چون لب وا کند رسوا شود
    • مترادف فارسی: "تا مرد سخن نگفته باشد//عیب و هنرش نهفته باشد"
  • "Better late than never."
  • ترجمه: «تأخیر داشتن بهتر از هرگز نرسیدن است»
    • مترادف فارسی: «دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است»
  • "Better safe than sorry."
  • ترجمه: «ایمنی بهتر از تأسف است»
    • مترادف فارسی: «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی»
    • مترادف فارسی: «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد// دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست» سعدی
  • "Better the devil you know than the devil you don't."
  • ترجمه: «ابلیس آشنا بهتر از ناآشنا است»
    • مترادف فارسی: "فعلا نقد را بچسب، نسیه را كی دیده!"
  • "Birds of a feather flock together."
  • ترجمه: «پرندگان همجنس با هم پرواز می‌کنند»
    • مترادف فارسی: «کبوتر با کبوتر، باز با باز// کند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز»
  • "Bitter pills may have blessed effects."
  • ترجمه: «داروی تلخ شفابخش‌تر است»
  • "Blood is thicker than water."
  • ترجمه: «خون از آب غلیظ‌تر است»
    • مترادف فارسی: «اول خویش، سپس درویش»
    • مترادف فارسی: "چراغی را كه به خانه رواست، به مسجد حرام است"
  • "Blood will out." (This has a parallel in Chaucer: Murder will out.)

ترجمه: «خون فوران خواهد کرد» بر اساس نقل‌قولی از شاسر: قتل برملا خواهد شد»

مترادف فارسی: خون به ناحق ریخته پایمال نمی شود.

  • "Boys will be boys." A Latin proverb
  • ترجمه: «پسربچه، پسربچه خواهد بود»
    • اصل لاتینی: «Sunt pueri pueri, pueri puerilia»
    • ترجمه: «پسربچه، پسربچه است و می‌خواهد بازی‌های پسرانه کند»
  • "Brain is better than brawn."
  • ترجمه: «عقل، بهتر از زور بازو است»
  • "Bread is the staff of life."
  • ترجمه: «نان، قوت زندگی است»
    • مترادف فارسی: "شكم نباشه، هیچی نیست"
    • مترادف فارسی: "شكم از همه چیز مهم‌تره"
  • "Breakfast like a king, lunch like a prince, dine like a pauper."
  • ترجمه: «صبحانه مانند یک شاه، نهار مثل یک شاهزاده، شام مثل یک فقیر»
    • مترادف فارسی: «صبحانه را تنها، ناهار را با دوستان و شام را با دشمنت صرف کن»
  • "Butter is gold in the morning, silver at noon, lead at night."
  • ترجمه: «کره در صبح مانند طلا، در ظهر مانند نقره، در شب مثل سرب است»
  • "Chance favors the prepared mind."
  • ترجمه: «بخت به یاری اندیشه‌های پیشرو وارد میدان می‌شود.» لویی پاستور
  • "Cider on beer, never fear; beer upon cider, makes a bad rider."
  • ترجمه: «از نوشیدن شراب سیب روی آبجو هرگز نترس؛ اما نوشیدن آبجو روی شراب سیب سوارکار بدی از تو می‌سازد.»
  • "Close but no cigar."
  • ترجمه: «نزدیک بود، اما صحیح نبود»
    • مترادف فارسی: "خوب گفتی، ولی نه آنچه باید می‌گفتی".
  • "Close only counts in horseshoes and hand-grenades."


  • "Clothes make(th) the man."
  • ترجمه: «احترام مرد به لباس است.»
    • مترادف فارسی: «آستین نو پلو بخور!»
  • "Clothes don't make the man."
  • ترجمه: «احترام مرد به لباس نیست.»
    • مترادف فارسی: «آدم را به جامه نشناسند»
    • تمثیل: «لباس طریقت به تقوا بود// نه در جبه و دلق و خضرا بود»
    • تمثیل: «تن آدمی شریف است به جان آدمیت// نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» سعدی
  • "Common sense ain't common."
  • ترجمه: «همه‌گان از شعور برخوردار نیستند.» ولتر
  • "Cowards die many times, but a brave man only dies once."
  • ترجمه: «آدم ترسو چندین بار می‌میرد، اما آدم شجاع فقط یکبار.»
    • مترادف فارسی: «ترسو مرد»
    • مترادف فارسی: «ترس برادر مرگ است»
  • "Cross the stream where it is the shallowest."
  • ترجمه: «از کم‌عمق‌ترین محل رودخانه گذر کن!»
    • مترادف فارسی: «بی‌گدار به آب نزن!»
  • "Curiosity killed the cat. Satisfaction brought it back"
  • ترجمه: «کنجکاوی باعث مرگ گربه است، رضامندی زندگی دوباره به او می‌بخشد.»
    • مترادف فارسی: "فضولی موقوف!"
    • تمثیل: "فضول را بردند جهنم، گفت هیزمش تره".
  • "Cut your coat according to your cloth."
  • ترجمه: «جامه خود را به اندازه پارچه‌ات بدوز!»
    • مترادف فارسی: «پا را به اندازه گلیم خود دراز کن!»
  • "Charity begins at home."
    • مترادف فارسی: "چراقی که به خانه رواست به مسجد حرام است!"



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -